کارمند وظایف دیگران
کارمند وظایف دیگران
توی دفتر بیمه نشستم. بیرون نسیم خنک شیراز تمام وجودت رو پر میکنه از عطر بهارنارنج. و چقدر خوشبختیم با شیرازمون . خانم کارمند یه دخترک عینکی جوان هست که معلومه از زورگویی همکار آخر سالن خسته س. گاهی وقتا کمی با گلایه از وضعیت کار باهام حرف میزنه. کارش رو خوب انجام میده و میگه توی این کشور خوب ها جایی ندارن. راست میگه متاسفانه . حداقل از نظر من حرفش درسته . وقتی دلسوزی باید جور همکار بی رحم آخر سالن رو هم بکشی . باید دلت به حال مراجعه کننده بسوزه و بگی اون بیچاره چه گناهی کرده . و هر روز تو خسته تر از مابقی از در ادارهت یا شرکتت میزنی بیرون. و یه روزی خسته میشی از این همه خودت بودن .
اینجا بی تو آخه سرده گُلِ من
اینجا بی تو آخه سرده گُلِ من
سال آخر دانشگاه حال و هوای خوبی نداشتم. یادمه خونه اجاره کرده بودیم. من اکثر کلاس ها رو غایب بودم و کم می رفتم. مهدی اما همیشه بود. مهدی همخونهای ما بود. با تیپهای خاص و به روزی که میزد همیشه با ما فرق داشت. پدرش هواش رو داشت و کمتر زجر بیپولی رو میکشید. مهدی آخرین سالی که من دانشگاه بودم عاشق شد. یه گوشی نوکیا اِن ۷۲ با سیستم عامل سیمبین داشت. همیشه مجید خراطها برامون خدانگهدار عزیزم می خوند. یکی از تفریح های ما این بود که با شنیدن هر صدای پیامک گوشی مهدی، حدس بزنیم کی پیام داده و چی نوشته . راستش زیاد سخت نبود. تقریبا همهی پیامها از سمت گُلِ مهدی بود که توصیفی دقیقی از وضعیت فعلی خودش داشت. البته در مورد اتفاق های داخل کابین سرویس بهداشتی کمتر می نوشت. یه روز مهدی با حالت قهر زد بیرون و تا شب بست نشست پشت میز یه کافینت. شب وقتی مهدی خواب بود و با صدای پیامک خواستیم وضعیت گُلِش رو ببینیم،دیدم گوشی درخواست رمز میخاد. و یکی از بهترین سرگرمیهای ما رفت پشت صفحه ی درخواست رمز mus sms. مهدی همیشه عاشق موند. ما دانشگاه رو تموم کردیم.و نمی دونم تونست مثل شازده کوچولو مراقب خوبی باشه برای گُلِش یا نه. مهدی رو که میدیدم یه جوری لذت می بردم. از اینکه اهلی عشق شده. اینکه برای هر روزش هدف داره. و مهمتر از همه اینکه زندگی براش یه جور خاصی جذابه. اون موقعها بود که به چشم دیدم چقدر خواستن و خواسته شدن، دنیای آدم بزرگ ها رو هم مثل مدادهای شش رنگ ابتدایی پرشور میکنه. پر از حس های خوب. سرشار از سادگی . پی نوشت:- عنوان متن بخشی از یه آهنگ معین زندیِ به اسم خوابم نمیبره که میتونید از اینجا گوش کنید.
گل من شازده کوچولو اهلی عشق زندگی
سیزده لعنتی و خانواده ای که کاش نبود
سیزده لعنتی و خانواده ای که کاش نبود
صبح روز ۱۳ فروردینِ. بچهها رو رسوندم و اومدم دنبال مادر اینا. تازه از خواب بیدار شدن. مثل همیشه اول صبحی با هم جر و بحث دارن. فقط از مرگ و مردن و مریضی و نابودی حرف میزنن و میگم این چه جهنمی بود که من گرفتارش شدم . از زندگی الانم متنفرم. از اینکه گرفتار حضور پدر و مادرم شدم. میدونم بعد ها اگه اونا زودتر از من مردن باز اینجا رو میخونم اما واقعا تا الانِ زندگیم هیچ وقت از هیچ حرف و رفتارم بعدتر ها پشیمون نشدم. تمام انرژی و آرامشم هزینه ی خانواده ی پدر میشه . از این همه مزخرف بودن رفتارشون خستهم. پدر تازه از دامداری اومده ، مثل همیشه بوی گند آغول میده، لباسهای پاره تنش هست و من فقط شرمنده ی خودم میشم. همیشه آرزو داشتم کاش پدر اندازه ی پستترین فرد طایفه درک داشت. خواهر تازه بیدار شده. معلولیت شدید ذهنی داره و زُل زده به مادرم که همیشه انگاری تازه پدرش ریق رحمت رو سرکشیده. کاش یه زمانی این روزها رو نبینم . اینا رو اینجا مینویسم که اگه یه وقتی نبودن و دلتنگ میشدم یادم باشه بودن امثال ماها چه جهنمی برامون می سازه. اینکه هیچ وقت یه خانواده ی واقعی نبودیم و نمی تونیم باشیم . اینکه ماها تنها به دنیا میاییم و تنها میمیریم .
سال نو
سال نو
حسابی خستهم امروز. میخواستم برم برای لالا. فردا صبح زود باید برم سراغ کار و اداره. روی اوبونتوی عزیز بجای xorg اومدم wayland رو فعال کردم. کمی مستند دیدم و کلی فکر کردم. اینکه هر روز عاشقانهتر خودم رو دوست داشته باشم. اینکه این وسط خودخواه نباشم اما مراقب باشم خودم رو بیخودی برای هر کسی هزینه نکنم. اینکه تلاش مطمئنا جواب میده. برنامه ریزی داشته باشم و با عشق کار کنم. مرگ رو به عنوان بخشی خاصی از زندگی بپذیرم و سعی کنم جوری رفتار کنم که از خودم راضی باشم.خوابم به موقع باشه. اتلاف وقت نداشته باشم. و مهمتر از همه یادم باشه من نمی تونم ذات آدم ها رو عوض کنم ، پس فقط با مهرورزی و دید خوب باهاشون رفتار کنم. پس سلام سال نو.
زندگی تمرین آرامش
پسر و علاقهی ناصری
پسر و علاقهی ناصری
فردا آخرین روز نوروز امسالِ و باز زندگی برمیگرده به روال عادی. با پسر دیروز کتابخونه بودیم. خاطرات ناصرالدین شاه توی سفرهاش به فرنگ رو برداشت. پسر خدا رو شکر زیاد اهل مطالعه ست و تاریخ رو خیلی دوست داره.هنوز گوشی موبایلم دایورت هست روی خط خاموش و فقط دارم از دیتا استفاده میکنم. بدترین چیز عید همین بی برنامهگی هاشه برام. ساعت خواب و بیداری مشخصی نداری و خیلی هاش هم برمیگرده به میهمانی های بی وقت دوستان. دیشب ۲:۳۰ خوابیدم و طبق روال همیشگی صبح ها نمی تونم زیاد خواب باشم. امروز یه سر به پدر اینا می زنم. باید برای فردا برنامه بریزم که جایی بریم که اونا زیاد اذت نشن. چند روزی میشه که نتونستیم بهشون سر بزنیم. هر وقت کمی دیر میکنیم مادر زنگ می زنه و به بهانهای شروع به صحبت میکنه.دستگیره سمت راستِ عقب دنا رو دیروز با پسر عوض کردیم. قیمت یه دستگیره پلاستیکی و دستمزدش حال آدم رو بد میکنه. موندم با این هزینهها آینده چی میشه. باید برنامهریزی بهتری داشته باشم. مخارج پدر اینا هم هست. حواسم نباشه زندگی سخت میشه.
تنهایی های بیجواب
تنهایی های بیجواب
ظهری خواب بدی دیدم. اینکه پدر گم شده بود. رفته بود. اصلا انگاری از اول نبوده. و هیچکس حتی جای خالیش رو هم سراغ نمیکرد. گفتم باید پذیرفت اما گاهی مرگ خودش به تنهایی نعمت بزرگی ست. بیدار شدم. لپتاپ رو روشن کردم و شروع کردم به نوشتن. هنوز کمی گیجم. اما نوشتن خیال آدمی رو بهتر میکنه. مثل این میمونه که با خودت حرف میزنی و هی به خودت امید میدی.هنوز گوشیم رو خاموش نگه داشتم. با امروز میشه سه روز . سه روزه که گوشی رو خاموش کردم اتفاقی نیفتاده. همهش شده بودم حامی محتاج به حمایت. شده بودم آرامش نیاز به آغوش . دنیای خوبی نداریم. همه نیازمندیم. حتی سلام های ما هم حتی به طمع دلگرمی ساده ای نمی تونه عاری از سیاست باشه. و انتخاب تنهایی کمی ترسناکه. ولی واقعیت همینه. اینکه بودن و نبود من برای هیچکس جز خانوادهی خودم ذرهای اهمیت نداره. پس باید تمام خودم رو فقط برای اونا بذارم. برای هری کتاب بخرم.با دختر شیطنت کنم. حامی زارا باشم.ریرا را گل سپید اسفندی هدیه باشم.
زندگی روزانه روزنگار تنهایی دلگرمی
ریمپ کردن کیبورد در لینوکس ( Remap Keys on your Keyboard in Ubuntu Linux )
ریمپ کردن کیبورد در لینوکس ( Remap Keys on your Keyboard in Ubuntu Linux )
/**/ قبل از شروع بذارید عنوان رو انگلیسی هم بذاریم برای استفاده کسایی که گوگل میکنن.
Remap Keys on your Keyboard in Linux and Running xmodmap at start up
This article is written in Persian. You can use the Google translation tool. من خیلی با کلید End کیبورد کار میکنم و توی لپتاپ جدید این کلید با کلید شماره ها یکی شده و عملا برای من بلا استفاده ست. کمی گوگل کرده و متوجه شدم توی لینوکس به راحتی می تونید نقشه و موقعیت کلید های کیبورد رو جابجا کنید.
بریم سراغ آموزش مرحله اول ) دستور xev توی ترمینال لینوکس موقعیت تمامی کلید های کیبورد به همراه اسم و کد و جزییات خیلی بالایی رو نشون شما میده. اما خب عملا فقط شما رو بیشتر گیج و ناامید میکنه. توی گام نخست شما از خروجی اصلا شده دستور xev باید استفاده کنید. xev | awk -F’[ )]+’ ‘/^KeyPress/ { a[NR+2] } NR in a { printf “%-3s %s\n”, $5, $8 }’ با اجرای این دستور برنامه ی کوچیکی اجرا میشه که وقتی هر کلید ی کیبورد رو تایپ کنید، کد اون کلید به همراه کد نمایش داده می شه. مثلا من مخام وقتی کلید منها ( - ) رو میزنم مثل کلید Home عمل کنه و وقتی هم ( + ) رو میزنم عملکرد کلید End رو داشته باشه. پس نیاز دارم اسم و کد هر چهار تا کلید رو بدونم . من کلید های ( - ) و ( Home ) و ( + ) و ( End ) رو زدم و اینم خروجی 82 KP_Subtract 79 KP_Home 86 KP_Add 87 KP_End مرحله دوم ) توی مرحله یه فایل به اسم .Xmodmap توی home لینوکس ایجاد می کنیم . حواستون باشه شاید این مقاله فارسی نوشته میشه دات یا همون نقطه ابتدای .Xmodmap رو نبینید. بعد از ایجاد این فایل من دستورات معرفی کلید به کد رو داخل فایل ایجاد شده می نویسم. برای ایجاد این فایل هم می تونم از ادیتور های nano یا gedit استفاده کنم. من با نانو نوشتم. nano .Xmodmap
و وقتی نانو این فایل رو ایجاد کرد دستورات زیر رو نوشته و ذخیره میکنم .
keycode 82 = KP_Home keycode 86 = KP_End
مرحله سوم ) فایل ایجاد شده رو با دستور xmodmap اجرا میکنیم تا تغییر جای کلیدها انجام بشه. xmodmap .Xmodmap الان اگه من کلید ( + ) رو بزنم به جای اینکه + چاپ بشه، مکان نما میره به انتهای متن. شما میتونید مثلا جای حرف پ رو تغییر بدید که با کیبورد فارسی ویندوز زیاد تفاوتی نداشته باشه.
اما الان یه مشکل داریم و اونم اینه با هر بار خاموش و روشن شدن سیستم وضعیت کیبورد به حالت قبلی بر میگرده و شما باید هی دستور xmodmap .Xmodmap رو اجرا کنید. خب این چه کاریه. میایم و همین دستور رو میذاریم توی استارت لینوکس که با هر لاگین اجرا بشه. اما باور کنید هزارتا راه توی گوگل هست که بیشترش اصلا جواب نمیده. من با اوبونتو 22.04 کار میکنم و برای اینکار از روش زیر استفاده کردم.
مرحله چهارم ) توی Home فایل .xprofile رو ایجاد یا ویرایش کنید و قطعه کد زیر رو بهش اضافه کنید. بازم من با نانوی عزیز اینکار رو کردم. nano .xprofile وی وقتی فایل ایجاد یا باز شد این کد رو بهش اضافه کنید bash -c “sleep 5; xmodmap $HOME/.Xmodmap” & ذخیره و تمام. دیگه بعد از این با هر لاگین اجرا میشه .
اوبونتو ریمپ کیبورد آموزش لینوکس xmodmap nano xev remap keyboard
روزه سکوت
روزه سکوت
باز یادم رفت که باید کمتر حرف بزنم. دوباره فراموشم شد که هر کسی محرم نیست. اینکه آدمها از خوشبختی ما ناراحت میشن و از عذاب و گلایهمندی ما سرخوش. همچنان یادم رفت که همیشه تنهاییم. اینکه خوشبختی قراریست میان من و خودم. دوباره شروع میکنم. هر لحظه سعی میکنم یادم باشه. و این میان صبور باید بود.
صبر سکوت روزنگار خوشبختی
پیچکی به نام غول کوچولو
فکر کنم خیلیهاتون کارتون جک و لوبیای سحرآمیز رو دیده باشید. تازگیها یه گل پیچک خاص قلمه زدم. در واقع نوعی درخت محسوب میشه. یه درخت پیچک که کل فضای بیرونی و دیوارهای یه خونه رو گرفته بود. خیلی فضای جالبی درست کرده بود. مم خوشم اومد و چند تا قلمه ازش برداشتم، گذاشتم توی گلدون ریشه زد و دیروز بردم و جلوی مغازه کاشتم. به این امید که مثل لوبیاهای جک، پیچک خوشگل ما هم تمام خونه رو بگیره. وقتی توی گلدون بود اونقدر سریع رشد داشت که اسمش غول کوچولو انتخاب شد. غول کوچولو بسیار تلخُ جان سختِ. قطر ساقه ها و تنهش از مچ دست یه بچه بزرگتر نمیشه. برگ های بزرگی داره و بجز زمستان، سه فصل دیگه رو برگ داره. برگ های سبز سیر و درشت. تمام یه ساختمان چند طبقه رو می تونه بپوشونه. اصلا مناسب گلدان نیست ، چون یه درخت زود رشد هست که مرتب ریشه می زنه.غول کوچولو رو دیروز کنار خیابونی که همیشه پر از گردوخاک میشه کاشتیم. مغازه اجاره یه تعمیرگاه هست اما مستاجر ما واقعا آدم صفادل و درخت دوستی هستش. می دونم تمام تلاشش رو میکنه تا غول کوچولو خشک نشه.
فید و خوراک وبلاگ
فید و خوراک وبلاگ
داشتم مطالب وبلاگ های دوستان رو از طریق feedly می خوندم که دیدم متاسفانه بلاگ اسکای بعد از اون انقلاب در طراحی خشک و دیکتاتورانه حتی اومده فیدهای RSS رو هم غیرفعال کرده. کمی گوگل کنید به سایت باحال FetchRSS میرسید. با ورژن رایگانش می تونید یه سایت رو بهش بدید و با ابزار گرافیکی می تونید برای هر سایتی فید بسازید. البته برای نتیجه دلخواه ناگزیر باید کمی css استفاده کنید. به هر حال فید اینجا رو ساختم و اگه هنوز کسی از وبلاگخوان ها هست که منقرض نشده و عاشق بلاگ رول و فیدخوانی باشه می تونه از بخش لینک های روزانه نتیجه رو ببینه.