همیشه سعی میکنم نگام به روبروم باشه شاید نخورم زمین اما امان از روزی که یه نگاه کوچولو به پشت سرم بندازم دیگه نمی تونم بلند بشم . بعضی وقتها هم به تو زل میزنم دیونت میشم ازت می ترسم و آخر کار عاشقت میشم. عاشق بودنت . راستی تو میگی بازم زمین می خورم . فدای سرت من که لباسم خاکیه اما تو … .نخوری زمین ها . چه فکرایی که نمی کردم . کجا ها که نمی رفتم . همه چیز رو می ساختم  . اما افسوس همشون رویا هستن شایدم “بودن “ . ولی من می خوام اونا زندگیم باشن . یعنی من سهمی ندارم . واسه همینه که همیشه دوست دارم چشام بسته باشن . خیلی وقتا خسته میشم  نا امید نا امید . میمیرم و باز … وای اگه تو نبودی … خدا رو قبول دارم اما تو رو می پرستم . دیوونه ام نه؟