هیچ
به دلهره های پاک تو زیبا.من همه فکرم زندگی بود.من و شب کوتاه تابستانی و دنباله های امید.مدتیست لب بسته ای!من زیاد دویده ام، اما زیبا،خلاصی از نگاه لب ها را نمی دانی چه دشوار است.گاهی خیالم این است که سکوت ارزشم می بخشد، اما . . . من تازه فهمیده ام که زندگی را باید طواف کرد.