همیشه همینجوری بوده!
همیشه همینجوری بوده!
همیشه همینجوری بوده!همیشه ی خدا. همیشه یکی می نالیده،یکی گشنه ست،یکی می لنگه،یکی تریاکش نیست، یکی پول نداره میره سوخته میفروشه،یکی خودش گیره و باز رها میاره، یکی سرچهارراه گردن کج می کنه،یکی هم بی خیال بی خیال.. همیشه همینجوری بوده! صدای قاشق توی سینی مزخرف غذا،حرفهای صد من یه غاز تلویزیونی،ناله ی پا درد و باز همون کوفت زهرماری های همیشگی.حریمی که هیچوقت خصوصیش رو ندیدی و شاید همینه که تا آنتی ف.ل.ت.ر میبینی کله میکنی برا پورنوگرافی! خروپف های حافظی که شده امید کوچیک تلاش هایی که هیچ و هیچ وهیچ … همیشه همینجوریه! تنفری که از همه ی بهارا داری،نکبتی که می باره از روزای گشنگیش زیر دکل فشار قوی، باد و باد و زوزه ی بیچارگیش… و دیکتاتوری به نام پدر !