یک زریر

پرسیده بودی یک زریر کجاست؟میان همان چکمه‌های تَرَک برداشته‌ی بچه‌گی‌هایش.میان دست‌های کوچک یخ زده‌اش.میان نگاه‌های ملتمسانه‌ی پدر برای دوقرون و چند شاهی.میان داد زدن‌های اسنپ برای کرایه‌ای که بیشتر گدایی است.میان درد‌های اینروزهای زندگی.میان تخم مرغ های دانه‌ای هفتصد تومان جناب روحانی.میان زورگویی های زمانه. از کار و وجدان و غرولندهای یک مشت بی سواد خسته.میان شهریه‌های مهد کودک‌ها.میان آموزش و آب و برق رایگان!!میان بودن و نبودن.میان دو‌راهی انتخابش…و فعلا زنده است.

زریر زندگی جوانی اسنپ وجدان تخم مرغ مسافر شهریه هزینه