پاییز و زریر عاشقش

و پاییز مزرعه‌ی عشق است . با عطر نعنا و پونه‌های کنار جوی آب . پاییز حکایت دل شیدای من است . عاشقی را از رنگ‌هایش آموخت . بی‌قرار دیدار‌های عاشقانه‌ش شد. و آخر سر رفت و دلش آذرین شد . پاییز من پر از مهر ، پر از آبانِ‌آباد ، پر از آذرِ مجنون . پاییز من پر از توست. میان کوچه‌ باغی قصردشت. پر از دست‌های تو ام . من پر از تو ام . من همه‌اش تو ام .