روز 3
روز 3
صبح جمعه ای با زارا رفتیم برا صبحانه. امروز تولد دخترک شیطون ماست. از پاساژ کازرونیان براش ست ورزشی گرفتیم و توپ والیبالش رو هم قرار شده یکشنبه ببرم برای تعمیر والف. ملودیفای رو امروز موقت کنار گذاشتم و دارم ساندکلود رو پلی می کنم. حسم بد نیست.دارم کارای اداره رو جمع میکنم. شاید آماده رفتم شم. به آینده خوش بین هستم.