پروانگی
به خیالم پروانه ها همیشه فرشته بودند. آنها در آبی دور، در پس زمینهی زیبای زندگی، همواره ترانههای عاشقانه را با بغضهای خود نُت مینوشتند. به خیالم آنها الهه بودند، تنهاییهای آدمیان را اکسیر میپاشیدند، به خیالم سراسر تفاوتشان بود با آدمکهای خیابانی. به خیالم میشد پروازشان را از میان قلعهی دل با شوق نگریست، اصلا دوست شد، اصلا عاشقشان شد. اما همه خیال بود. سراسر خیال .